روند صلح اسرائیل و فلسطین و حضور و تایید دولت های آمریکایی در این مساله، موضوع مورد بحث در کتاب «آمریکا در لابیرنت» است. «روند صلح» که اصطلاحی برای توصیف و اشاره به اقدامات تحت رهبری آمریکا و با هدف تحقق صلح بین اسرائیل و همسایگان عرب آن است، در سال 1967 و با جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل کلید خورد.
در «آمریکا در لابیرنت»، پیش از هر نکته دیگر، به موضع گیری کشورهای مختلف درباره منازعه بین فلسطین و اسرائیل اشاره می شود:«موضوع دولت های ذیربط به گونه ای بود که از حقوق فلسطینی ها برای بازگشت به خانه و کاشانه هایشان دفاع می کردند و بر این باور بودند که به دلیل خسارات...
تأمل و تحقیق در حوزهی شعر و ادبیات پایداری و تبیین ابعاد گوناگون آن با بهرهگیری از شعر، برخی از دلایلی است که «از واژه تا فریاد» را شکل داده است، اما همه دلایل شکلگیری این کتاب به اینها محدود نمیشود. ضرورت پرداختن به شعر و ادبیات مقاومت و پایداری پس از پایان دفاع مقدس، یکی دیگر از این دلایل است که «رضا اسماعیلی»؛ گردآورنده این کتاب در مقدمه دربارهی آنها چنین توضیح داده است: «شعر دفاع مقدس بعد از پشت سر گذاشتن شرایط خاص سیاسی-اجتماعی سالهای بعد از پذیرش قطعنامهی 598 و بیرون آمدن از بحرانهای سیاسی آن سالها، سرانجام به مثابهی رودی که به دریا...
«هرچه ميخواهي در مورد يهوديان بگوييد؛ اين كه آنان نفرين شدهاند يا هر جا بروند رونق ميگيرند. آنها ميتانند شاهزادهي هر كشوري را با پولي كه به او قرض ميدهند منتظر خود كنند. هرگز هيچ يك از آنان گدايي نميكن. آنها هميشه با هماند. اما در مورد اين كه ديگران از يهوديان متنفرند؛ چرا اين را در نظر نميگيريد كه مسيحيان به همان اندازه از يكديگر متنفرند.»
اين جملات در بخش «يهوديان و يهوديستيزي؛ نزاع همهي ادوار» ذكر شده و كتابي كه اين مطالب را در برميگيرد، «قدرت پنهان در آمريكا» نام دارد.
«مايكل كالنيز پايپر» در اين كتاب در اطلاعاتي اشاره دارد...
کودکیها، آغاز است، آغاز کتاب «سید محمدحسین طباطبایی.» او در این کودکیها از زبان لله از اجدادش میشنید که همه عالم بودند و از پدرجدش، عبدالغفار طباطبایی که در دربار آققویونلوها بود. شبهای کودکیهایش به این عشق صبح میشد که با پول توجیبیاش کاغذ بخرد و نقاشی کند.
این کتاب که از کودکیها آغاز شده، به نوجوانی سید محمدحسین طباطبایی میرسد، به سالهای خواندن اخلاق مصور، انوار سهیلی، تاریخ معجم، منشآت امیرنظام، به سالهایی که خط مینوشت و به مدرسهی طلبیهی تبریز که در آن از چیزهایی که میخواند دلسرد شد، اما این دلسردی، مدت زیادی طول نکشید:...
«حاصل خیزترین زمین های فلسطین در کرانه ی باختری است. بیش تر فلسطینی های این منطقه در روستاها زندگی می کنند. اسرائیلی ها دیوارشان را میان زمین های کشاورزی کرانه ی باختری ساخته اند. شرق دیوار مال فلسطینی ها است و زمین هایی که غرب دیوار است، یا یک مال اسرائیلی ها است یا در دست دولت اسرائیل است؛ مسیر دیوار را هم اسرائیلی ها مشخص می کنند.»
این ها توضیحاتی است که در کتاب «دیوار» نوشته «حسین وهابیان» ارائه شده. این کتاب درباره دیواری است که ساخت آن در سال 2002 توسط دولت اسرائیل در فلسطین آغاز شد.
این دیوار که برای ساخت هر کیلومتر آن چند هزار دلار هزینه شده است،...
«تلویزیون «رسانه خونسرد»، نوعی از ژورنالیسم تولید میکند که حتا در زمان جنگ ما را از صدای گوشخراش و تصاویر دلخراش تاریخ دور نگاه میدارد. هیچ فریادی شنیده نمیشود. بوی سوختگی پوست انسان به مشام نمیرسد. رسانههای تصویری نمیخواهند تصاویر خونآلود، چرکی، عفونی، هولناک و نفرتانگیز را به نمایش درآورند. حتا با اینکه تلویزیون قابلیت روایت جنگ در لحظه را دارد و میتواند درست هنگام وقوع صحنهی مرگ را نمایش دهد اما دقیقاً خودش اصلیترین عامل گمراهی ماست. لازم نیست حتما در فضای جنگ حضور داشته باشید تا صحنهی واقعی جنگ را ببینید.»
این جملات، بخشی...
«من کان ا... کان ا... له». مدام این جمله را تکرار میکرد. نه این که چیزی روی لبهایش نقش ببندد، کلمهای که تکانخوردن دهان را باعث شود، نه! کلمهها توی ذهنش بودند، آنقدر تکرار شده بودند که از فعل به عمل رسیدند. و این کتاب، داستان مردی است که آن جمله از ذهنش بر زندگیاش جاری شد: «من کان ا... کان ا... له».
از روزهای جنگ، جان سالم به در ببرد، البته اگر «سالم» واژه مناسبی باشد با آن همه ترکش که توی تنش لانه کرده بودند. در روزهای جنگ، با آن همه تیر و ترکش و مجروحیت زنده ماند، خدا میخواست زنده بماند و همین شد نام یک کتاب. کتابی درباره «علی صیادشیرازی» با عنوان «خدا...
شاه توت ها ترش و ملس بود. نه! طعم شاه توت ها نبود، زندگی بود که چنین طعمی داشت. زندگی مثل شاه توت ها با صدای «آ» توی دهانش قرار می گرفت. زندگی را مزه مزه می کرد، در کنار مادر، خدیجه، فاطمه، ایمان، توفیق. پدر نبود، جنگ که آمد، پدر هم رفت و خیلی زود، زندگی از حجم پدر خالی شد. قبر هم از پدر خالی بود، همین طور قبر عمو. پدربزرگ برای پسرهاش قبر ساخته بود، قبرهایی خالی.
پدر نبود، اما زندگی هنوز در دهان حنانه، طعمی ترش و ملس داشت. نبودن پدر را احساس نمی کرد و حتی محبت پدر را. حتی برای خودش هم عجیب بود: «بارها فکر کرده بود درک نکردن محبت پدری برای فرزند سخت¬تر است یا برای...
«چيزي از نه صبح يازده سپتامبر 2001 نگذشته بود كه خواهرم، فلورنس، تلفن كرد و گفت دو هواپما به برجهاي دو قلوي مركز تجارت جهاني در نيويورك اصابت كرده و آنها را به آتش كشيدهاند.» حتي اگر به زبان نيايد، باز هم ميتوان حدس زد كتاب حاضر درباره چه موضوعي است؛ «تروريسم»و اين جملات،بخشي از مقدمه كتاب است، اما آنچه جالب به نظر ميرسد، عنوان اين مقدمه است، تروريسم به خانه هجوم ميآورد.»
«فردريك اج. گارو»، نويسنده كتاب، در مقدمه، پيش از هر چيز به ذكر خاطره يك رويداد تكاندهنده جهاني پرداخته و در لابلاي اين خاطره، اطلاعات مهمي را گنجانده كه بيشتر شباهتهاي...
مبارزه ی مخفی، این تنها راه مقاومت بود، راهی که در آن رزمندگان مقاومت در شهرها و روستاهای خود بودند، به کارهای روزانهشان می پرداختند و هر زمان هم که لازم میشد، می جنگیدند، پس از پایان جنگ هم به خانههایشان باز می گشتند، فعالیتهای روزانهشان را از سر می گرفتند و انگار نه انگار که در جنگی حضور داشته اند.
ضربه می زدند و میگریختند، این قاعده ی کلی عملیات ها بود. اسرائیلی ها هم غالفگیر می شدند، آن ها هنگامی که می خواستند واکنش نشان بدهند، کسی را مقابل خود نمی دیدند، بنابراین مجبور بودند همیشه آماده باش باشند.
کتاب «حزب ا...»،...